آقای احمدی نژاد! "شـــاهنــامه" را خوانده اید؟

خود رییس جمهور باید بفرمایند کجای شاهنامه به تفسیر قرآن و علل غیبت کبری و مسائل این چنینی مرتبط است و جناب رییس جمهور با چه استدلالی چنین اثری را با رفرنس های این چنینی تفسیر قرآن می نامند؟ آن هم در جمع کثیری از موی سپیدکردگان و صاحب نظران فردوسی پژوهی که قطعا اگر امروز نام فردوسی بر قله ادبیات اساطیری جهان مطرح است به خاطر همت آنان است نه به خاطر...

ادامه نوشته

زنگ تفريح مشكلات زندگي - با هم بخندیم

تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده ۴ لیتری تکون میدیم ! طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟
میگیم:پـَـ نه پـَـ میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه‌ها داریم !!!

———————————————
رفتم استخر داشتم غرق میشدم غریق نجات میله رو برداشته اومده لب استخر با لبخند میگه میخای کمکت کنم؟

پـَـ نه پـَـ با اون میله استریپتیز کن ببینم بلدی

———————————————
حموم بودم، مامانم می زنه به در می گم بـــله ؟
می گه حمومی ؟
می گم پـَـ نه پـَـ اینجا لندنه، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوید

———————————————
تصادف کردیم، زنگ زدیم افسر اومده میگه : تصادف شده؟
میگم : پـَـ نه پـَـ… داریم هشدار برای کبرا ۱۱ رو فیلم برداری میکنیم!!!

———————————————
یارو سگ‌های منو دیده، میگه غذا میخورن؟

پـَـ نه پـَـ فتوسنتز میکنن

———————————————
رفتم داروخونه کرم ترک پا بگیرم
می گه واسه پا میخواین؟؟
پـَـ نه پـَـ
میخوام در جهت از بین بردن ترک‌های کویر لوت گامی برداشته باشم

———————————————
سر جلسه امتحان به کناریم میگم داداش برسونیا
میگه تقلب؟
گفتم پـَـ نه پـَـ مواد ، یه وقت خمار نشم

———————————————
فامیلمون اومده آکواریومم رو دیده میگه غذای مخصوص بهشون میدی؟
پـَـ نه پـَـ پول تو جیبی میدم بهشون خودشون میرن واسه خودشون غذا میخرن

———————————————

تو رستوران، پیشخدمتو صدا کردم میگم آقا توی سوپ من مگس افتاده! میگه مرده؟

میگم پـَـ نه پـَـ هنوز زندست، داره شنا میکنه، صدات کردم بیایی نجاتش بدی!!!

———————————————
یارو دو ساعت داره  با خودپرداز ورمیره تازه برگشته میگه شمام کار دارین ؟

پـَـ نه پـَـ  وایستادیم اینجا بنیه و پشتکارِ شما رو سرلوحه زندگیمون قرار بدیم

زنگ تفريح مشكلات زندگي

با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه ، نوبت ما که میشه طرف میگه: شمام عسل میخواین!؟
پـَ نـَ پـَ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم!

—————————————————–

 - رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم، پسرخاله ام میگه ساکتی!!
پـَ نـَ پـَ بلند شم برات سیا نرمه نرم رو بخونم؟!

 —————————————————————

- یارو عکسمو دیده میگه: اااا دماغ خودته این؟
پـَ نـَ پـَ  دماغ اجدامه که بینی به بینی، نسل به نسل منتقل شده الان رسیده به من!!!

 ————————————————————–

- زنگ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای بیایی توو؟
پـَ نـَ پـَ می‌خوام ببینم اف اف سالمه یا نه!

 ————————————————————-

- به دختره میگم خانم حواست باشه جلوتر گشت ارشاد وایساده! دختره میگه: اااا  گیر میدن؟؟
پـَ نـَ پـَ  وایسادن دختر شایسته ایران رو انتخاب کنن….

 ————————————————————

 - رفتم در مغازه گفتم آقا نوشابه دارین؟
یارو گفت : مشکی دیگه! گفتم : پ…
گفت: گمشوبیرون بی شعورعوضی! این چیه یاد گرفتن خودشونومسخره میکنن .
گفتم : بابا میخواستم بگم پنیر هم میخوام.
کلی معذرت خواهی کرد و از خجالت من دراومد
بعدش گفت: پنیر بسته ای؟؟
گفتم : پـَ نـَ پـَ  ! متری؟؟ گفتم و فرار کردم.

 ————————————————–

تکمیلی:

دوستان عزیز با توجه به اینکه هر سوژه ای میتواند در قالب این طنزها

بیان شود، در صورتی که احساس می‌کنید از این نوع طنزها برای ارائه

در سایت دارید، خوشحال می‌شویم از طریق قسمت نظرات سایت استفاده نمایید

تا در کنار دیگر دوستان لحظات خوب و خوشی داشته باشیم

و همچنین با بدست آوردن شغل مناسب این لحظات خوش پایدارتر باشند

منبع : جمعه ايراني

چند طنز از برنامه 14/7/1390 جمعه ايراني شايد خوشتون بياد شايد

برنامه طنز ” جمعه ایرانی ” برای همه آشناست، برنامه ای که هر جمعه به مدت حدود دو ساعت و نیم از رادیو پخش می‌شود و برای کسانی که نیاز داشته باشند در طول زمان پخش این برنامه فارغ از هر مشکل و گرفتاری لحظات خوشی داشته باشند توصیه می‌شود.

 ——————————————————————-

دیشب تو خیابون می‌رفتم داشتم با فندکم بازی می‌کردم،

پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟

پـَ نـَ پـَ مشعل المپیکه دارم میبرم لندن !!!

میگه پـَ نـَ پـَ و زهر مار سوار شو بریم……. میگم کلانتری؟

میگه پـَ نـَ پـَ میبرمت لندن با پله و مارادونا عکس بندازیم!!

——————————————————————–

با رفیقم کورس گذاشتیم با موتور، ازش ببرم. میگه: حالا میخوای ثابت کنی موتورت از موتور من بهتره؟

پـَ نـَ پـَ میخوام قضیه فیثاغورسو ثابت کنم!

 ———————————————————————

رفتم درمونگاه ، منشیه میگه: مریض شمایید؟

پـَ نـَ پـَ من مکیروبم …….. اومدم خودمو معرفی کنم !!

——————————————————————

 یارو اومده شهریه کلاسشو پرداخت کنه، میگه قبض بدید،

میگم قبض شهریه؟

میگه پـَ نـَ پـَ قبض حموم عمومی‌یه شامپو داروگر هم بده موهام حساسه…………

 ——————————————————————

از خواب بیدار شدم ، بابام اومده میگه بیدار شدی؟؟؟

پـَ نـَ پـَ خوابم خودمو زدم به بیداری!!

 —————————————————————-

به دوستم میگم وی پی ان داری؟ میگه واسه رد شدن از ف ی ل ت ر ی ن گ میخوای؟

پـَ نـَ پـَ واسه رد شدن از تنگه ابوغریب میخوام، هم سنگران منتظرن!!!

 —————————————————————

 دختره میگه یارو داره خطبه عقد میخونه بهم میگه وکیلم؟

پـَ نـَ پـَ تو این اوضاع بی شوهری سواله میکنییییییی؟

اس ام اس طنز و جالب ماه رمضان ۹۰

 

آمد آن ماهی که نامش رمضان است

معده از آمدنش شدیدا نگران است !

.

.

.

اندکی صبر …

“زولبیا بامیه ” نزدیک است !

ادامه نوشته

انشاي يك بچه دبستاني در مورد ازدواج

هر وقت من یك كار خوب می كنم مامانم به من می گوید بزرگ كه شدی برایت یك زن خوب می گیرم. تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است. حتمن ناسرادین شاه خیلی كارهای خوب می كرده كه مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم كه اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشكلات انسان را آدم می كند. در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم. از لهاز فكری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود. در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند كه كارشان به تلاغ كشیده شده و چه بسیار آدم های كوچكی كه نكشیده شده. مهم اشق است ! اگر اشق باشد دیگر كسی از شوهرش سكه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا كلی سكه جم كرده ام و می خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم. مهریه و شیر بلال هیچ كس را خوشبخت نمی كند. همین خرج های ازافی باعث می شود كه زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی كم بوده كه نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ایم كه بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمكی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می كند! اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یك زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یك خانه درختی درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست.. از آن موقه خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می كند بعد آشتی می كند ولی اگر دعوا كند بعد كتك كاری میکند.

مناجات خابگاهی

منت خوابگاه را ـ قل و شر ـ كه نبودنش موجب نياز است و وجودش مساله‌ساز. هر نفري كه بدانجا رود در قيد حيات است و چون به در آيد نزديك ممات. چون در هر اتاق ده نفر موجود است و بر هر پنجره‌اي تخته‌اي واجب.
بنده همان به كه ز قحطي جا روي به رهن يك اتاق آورد
ليك بفهمد اگر اين را رئيس بر سر او چوب و چماق آورد
فرياد پيچ بي‌ملاحظه‌اش همه را رسيده و بانگ تلفن لحظه به لحظه‌اش همه جا كشيده. شب‌ها بعد از ساعت هفت احدي را رخصت ورود ندهند و دانشجوي تأخيري را در اولين فرصت به حراست هدايت كنند.
اي عزيز كه با كمي تأخير قصد رفتن به خوابگه داري
از نگهبان چگونه بگريزي تو كه تنها همين گنه داري
گربه‌هاي بسيار را گفته كه بساط تعقيب دانشجو بگسترانند و جيرجيرك‌هاي بي‌شمار را فرموده كه شب تا صبح آواز بخوانند. بساط ورزش صبحگاهي به جاي كپسول‌هاي گاز فراهم آورده و براي مطالعه چهارصد دانشجو اتاقي چون لانه گنجشك مهيا ساخته. دانشجوي فعال را در اثر شلوغي به ديوانه‌اي بدحال تبديل كرده و اتاق تلويزيون به جهت حضور پوست تخمه تعطيل.
ابر و با د و مه و خورشيد و فلك در كارند همه ليسانسه‌ها پس ز چه رو بيكارند؟

توی این دور و زمونه

  توي اين دورو زمونه…؟!
توي اين دور و زمونه دربارة رفتار كسي آخر سر ميگويند فلاني- فلان جور است، مثلاً:
اگر به كسي رسيدي و گفتي «سلام»؛ ميگويند طرف توي اغتشاشات كوي دانشگاه تهران دست داشته! اگر به جاي «سلام» بگي درود ميگويند مقلد برنامههاي تلويزيون است. اگر كلاه از سربرداري، ميگويند طرف كلاه بردار است؛
اگر خواستي معمولي با كسي دست بدهي، ميگويند راستي است! اگر با دست چپ بدهي؛ ميگويند متظاهر است. اگر با دو دست دست دادي؛ ميگويند «محافظهكار است».
اگر از سمت چپ يا راست خيابان راه بروي؛ ميگويند «طرف جناحي است». و اگر از وسط خيابان رفتي؛ ميگويند «ميانه روست!».
اگر شلوغ كني و پرهياهو باشي؛ميگويند «آقا ماجراجوست» اما اگر سر به زير و تنها باشي؛ ميگويند «انحصار طلب است»…
اگر توي صف اتوبوس هل بدهي؛مي گويند «عضو گروه فشار است»!
اگر آرام و مؤدب يك گوشه ايستادي؛ ميگويند «يارو مشكوك است … »! خلاصه اينكه توي اين دوروزمونه اسه بروآسه بيا كه گربه شاخت نزنه!! (بعضيها ميگن؛ مگه گربه شاخ داره!- و من ميگم توي اين دوروزمونه آدم عاقل شاخ در مياره چه برسه به گربه!!)

سينما و دانشگاه


گروه رياضي: دليران تنگستان
دانشجوي رياضي: صخره نورد
گردش علمي: سفرهاي ماركوپلو
قبولي در كارشناسي ارشد: اين خانه دور است
پسران رياضي ورودي 80: وايكينگها
دختران رياضي ورودي 81: خواهران غريب
پسران رياضي ورودي 81: بچه‌هاي مدرسه همت
دختران رياضي ورودي 81: زنان كوچك
اعتراضهاي انجمنها: فرياد زير آب
ساختمان پيام نور (جديدالتاسيس): سياره گمشده
انصراف از تحصيل: فرار از آلكاتراز
علوم پايه: بر باد رفته
تعطيلات آخر ترم: فرار بسوي آزادي
اعضاي انجمنها: بينوايان
تخصيص بودجه براي انجمنها: دروغهاي واقعي
آزمايشگاه فيزيك: جعبه اسباب بازي
كيف استاد: محموله
دانشجوي اخراجي: نقره داغ
مسئول حراست: چشم شيشه‌اي
سئوالات امتحان: خوشه‌هاي خشم
درخواست واحد نشريه: ميخواهم زنده بمانم
دفتر انجمنهاي علمي: آژانس شيشه‌اي
پاس كردن دروس: مأموريت غيرممكن (2)
دانشجويان پيام نور: اجاره نشين‌ها
شب امتحان: زمان شوريدگي
آبدارخانه دانشگاه: منطقه ممنوعه
حراست: ارتش سري
فارغ‌التحصيل رياضي: ديوانه از قفس پريد
دبيران انجمنها: اين گروه خشن
گذران ترمها: عبور از ميدان مين
پشت كنكوري: بازمانده
دانشجوي انتقالي: مهاجران
انجمن ورزش: بسوي افتخار
استاد: در پناه تو
معدل الف: در قلب من
تقلب: بازي با مرگ
اميد به تقلب: تكيه بر باد
كلاس مباني رياضيات: اتاق وحشت
به سمت اتاق رياست: حمله به H3
كاريكاتوريست نشريه:‌ناجي علي
دانشجو: به من ميگن هيچكس