بعد از ۶ سال انجام کار تمام وقت در دانشگاه آزاد اسلامی واحد طبس بدلیل مشکلات  فکری و سیاسی احمدی نژاد با این سیستم و ایجاد و اعمال تغییراتی در این سیستم نتیجه ان شد که بسیاری از کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی در تمام نقاط کشور بعد از سالها کار و زحمت باید با مشکلی بنام تعدیل نیرو دست و پنجه نرم کنند و عده ای نیز فنا شوند و البته این سیاست دولتمردان جامعه ما بوده و هست.

یک روز دانشگاه آزاد بعنوان یکی از مراکز ایجاد رشد و جهش علمی معرفی می شود و روز دیگر بدلیل برخی مسائل ذکر شده به فساد متهم می شود. آیا ارزش مراکز علمی و دانشگاهی در جامعه ما به افراد و روسای آن وابسته است یا به نخبگانی که تحویل جامعه می دهد.

در این جامعه زمانی که دو مدیر یا مسئول جدا از بحث شایستگی شان مشکلی با هم از نظر فکری پیدا کردند می بایست مجموعه علمی معتبر و بزرگی که جایگاه ویژه ای نیز دارد از عرش به فرش کشیده شود و اگر در توان دولتمردان و سیاستمداران وقت باشد تعطیل و اموال آن نیز مصادره یا ضبط شود و ثمره تلاش صدها انسان فرهیخته و مسلمان طالب علم به هیچ مبدل شود.

سهم کارکنان دانشگاه آزاد از غرور و دروغ دولتمردان = از دست دادن کار یا آواره دیار غربت شدن

 من نمی دانم عدالتی که من می شناسم با عدالتی که دیگران از آن صحبت می کنند و ادعای اجرای آن را نیز دارند فصل مشترکی دارد؟